۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

آسیب شناسی یک شکست/ خلقیات دکتر مصدق

فرستاده شده در 24 اردیبهشت 2571 
برخی خصلت ها و خُلقيّات دکتر مصدّق:ـ
 
دکتر مصدّق، بعنوان یکی از شریف ترین نمایندگان جنبش مشروطه خواهی، دارای خصائل و فضائل مهّمی بود (از جمله پاکدامنی، فسادناپذیری و عشق او به استقلال ایران) و بی تردید، وجود همين خصائل و فضائل بود که وی را از دیگرِ رهبران سياسی عصر، ممتاز و متمایز می ساخت. دکتر متينی در
« کارنامۀ دکترمصدّق » متأسفانه به این خصائل و فضائل توجّۀ چندانی نکرده بلکه بسان معلّمی سختگير، بيشتر به « عيبجوئی » پرداخته است. این کم توجّهی شاید برای این بوده که با وجود مقالات و رسالات بسيار و عموماً اغراق آميز دربارۀ این خصائل و فضائل، نویسنده - اساساً- بدنبال بيان « ناگفته ها و ناشناخته ها » درکارنامۀ دکتر مصدّق بوده است مقالۀ حاضر - چنانکه از تيتر آن پيداست- در پیِ آسيب شناسی شکست دکتر مصدّق می باشد. لذا لازم است که به برخی ضعف ها و کاستی های دکتر مصدّق اشاره ای داشته باشيم:ـ

١- دکتر مصدّق و مذهب
دکتر مصدّق شخصيّتی بود با باورهای مذهبی که برای پيشبرد آرمان هایش، شور سياسی را با نوعی
« مظلوميّت» و « دادخواهی مذهبی » در هم می آميخت و باعث همدلی و تحریک احساسات مردم می شد. درمجلس پنجم و ششم، دکتر مصدّق بيش از دیگر نمایندگان - حتّی نمایندگانی چون مدرّس روحانی معروف - به دین اسلام تظاهر می کرد آنچنانکه می گفت: « باید مملکت را هميشه اصلِ اسلاميّت حفظ کند، امروز در مملکت ما اصلِ اسلاميّت، اقوا است» (متينی، ص ٩٣ ، به نقل از: مصدّق ص ١٩٠ ).ـ
اینکه دکتر مصدّق، رسالۀ دکترای خود را دربارۀ « وصيّت در حقوق اسلامی »تهيّه و تنظيم کرد، شاید ناشی از تعلّقات اسلامی وی بوده است.ـ

مصدّق حتّی ملّی کردن صنعت نفت را ناشی از یک « الهام غيبی » می پنداشت و اظهار می کرد : «درخواب دیدم که شخصی نورانی به من گفت: دکتر مصدّق! برو و زنجيرهائی که به پای ملّت ایران بسته اند، باز کن .... وقتی به اتفاق آراء (طرح) ملّی شدنِ صنعت نفت از کميسيون گذشت، قبول کردم که حرف آن شخص نورانی غير از الهام چيز دیگری نبوده است. بدین ترتيب: مصدّق کوشش می کرد تا اقداماتش
ضمن داشتن مشروعيّت سياسی، رنگی از مشروعيّت یا حقانيّت مذهبی نيز داشته باشد. با چنين
حقانيّت و مشروعيّتی بود که مصدّق در برابر مخالفان می گفت « انتقاد از دولت، بی جا است » یا « هرکس که مخالف دولت است، مخالف ملّی شدن نفت است » ( همان، صص ٢۴١ و ٢۶٢ و ٢۶٣ ) با چنان اعتقاداتی، مصدّق تاریخ تشکيل جلسۀ شورای امنيّت سازمان ملل متحد در نيویورک را برای رسيدگی به شکایت دولت انگليس عليه ایران (به علّت همزمانی با ایّام عزاداریِ تاسوعا و عاشورا) ٣ روز به تأخير انداخت.ـ

درکابينۀ اوّل دکتر مصدّق نيز درحاليكه مذهبی متعصبی بنام باقر کاظمی، وزير امور خارجه مصدّق شد مهندس مهدی بازرگان؛ معاون وزير فرهنگ و دکتر مهدی آذر (پزشك عمومی) نيز وزير فرهنگ دولت دکترمصدق گرديد که اولين اقدامش بستن مدارس مختلط (دخترانه- پسرانه) بود! همچنين، منع فروش مشروبات الکلی و مخالفت با دادن حق رأی به زنان، از تصميمات اوّلين کابينۀ دکتر مصدّق بود. او در
سخنرانی ها و پيا م هايش - غالباً - ايران و اسلام را با هم و در کنار هم بكار مي برد. در واقع، از این زمان
است که ما شاهد تولّد و رشد مفاهيمی مانند « ملّی - مذهبی » در فرهنگ سياسی ایران هستيم.ـ

٢- اعتقاد به قدرت انگليس
آن باور مذهبی و فرهنگ قضا و قَدَری، تجلّی دیگری نيز داشت و آن اینکه: دکتر مصدّق اعتقاد شگفتی به
« دست انگليسی ها» داشت و معتقد بود که در ایران، سنگی بر سنگ، بند نمی شود مگر به خواست و رضای دولت انگليس، هم از این روست که وی، کينۀ شدیدی نسبت به سياست انگليسی ها داشت، کينۀ شدیدی که - گاه- احتياط و عقلانيّت سياسی را از مصدّق سلب می نمود و او را - حتّی نسبت به نزدیک ترین یارانش- بدبين و بدگمان می ساخت (برای نمونه نگاه کنيد به: مکّی، صص ۴۶٢ و ۴۶٣ ؛ متينی، صص ٢٧١ -٢۶٩).ـ 
بقول جرج مک گی: « مصدّق هر امرِ بدی را به انگلستان نسبت می داد » (مهرگان، ص ٢١٠). با اینحال مصدّق، خود، کتمان نمی کرد که به کمک و موافقت تامّ انگليسی ها بود که وی به استانداری ایالت فارس و آذربایجان منصوب شده بود. (همان، ص ٣٣ ، به نقل از: مصدّق، صص (٣۴٢- ٣۴١

٣- مصدّق و مجلس
با وجود تحصيلات عاليه در رشتۀ حقوق، دکتر مصدّق علاقۀ چندانی به مجلس شورای ملّی نداشت. او
دوستدار مجلسی بود که بقول خودش « نمایندگان کَت بسته » مُجری اوامر و آرمان های او باشند. از این رو، مصدّق، بارها، مجلس شورای ملّی را « دزدگاه » و« خاک بر سرِ این مجلس » ناميده بود.ـ

در درگيری ها و مناقشات مصدّق با مجلس و شاه، او نه به نصّ قانون اساسی بلكه به « روح » آن استناد می کرد. مثلاً او با همين « روح قانون اساسی » در ٢٥ مردادماه سال ٣٢ فرمان شاه (مبنی بر عزل او از نخست وزيری) را رد کرد و ضمن پنهان کردن متن اين فرمان از همكاران و وزرای کابينه اش و بازداشت حاملان فرمان شاه، در اقدامی شتابزده، به تشویق و تلقين دکتر فاطمی، اين امر را « شكست کودتای ٢٥ مرداد » ناميد.ـ
 
مصدق، مجلس شورای ملی را « باشگاهی از خائنين به مصالح ملّت »می ناميد. او« مصالح ملّت » را  آنچنان که خود می خواست تفسير می کرد و در اين راه تا آنجا پيش رفت که انتخابات مجلس دورۀ هفدهم را (که تحت نظارت دولت خودِ او برگذار شده بود) به محض آگاهی از باخت کانديداهای جبهۀ ملّی درشهرستانها، باطل ساخت و سپس در يك شرايط نامتعارف، هيجانی، شتابزده، غيردمكراتيك و غيرقانونی
با حمايت گستردۀ حزب توده - ضمن انجام يك همه پرسي يا رفراندوم (در ١٢ مردادماه ٣٢ ) فقط با بيش ازصدوپنجاه هزار رأی در تهران، مجلس شورای ملّی را تعطيل کرد، اقدامي که نه تنها با مخالفت شاه، بلکه حتّی با مخالفت شدید ياران نزديك مصدّق مانند دکتر غلامحسين صديقی (وزير کشور)، سنجابی، پارسا، معظّمی، حسيبی و خليل ملکی همراه بود. شگفت اینکه در تهران برای رأی دهندگان، دو صندوق در دو مکان متفاوت، تعيين کرده بودند تا موافقان و مخالفان مصدّق از یکدیگر متمایز و مشخّص شوند! شيوه ای که در هيچيک از نظام های پارلمانی جهان سابقه نداشت
 
مصدّق به دو دليل به فکر انجام رفراندوم افتاده بود:ـ
١- حسين مکّی به عضویّت هيأت نظارت بر اندوختۀ اسکناس برگزیده شده بود در حاليکه مصدّق - به علّت نبودن درآمد نفت، با چاپ محرمانۀ ٣١٢ ميليون تومان اسکناس اضافی- می ترسيد که مکّی این راز را برملا کند
٢- اینکه مصدّق می دانست که در مجلس، اکثریت ندارد و اگر کار به استيضاح برسد، با رأی منفی (عدم اعتماد مجلس) روبرو خواهد شد
 
دکتر سنجابی از یاران نزدیک مصدّق در این باره می گوید:ـ
پس از انتخاب مکّی به عضویّت هيأت نظارت بر اندوختۀ اسکناس، نزد مصدّق رفتم و او را در حال عصبانيّت و آشفتگی مطلق دیدم. به من گفت: آقا! ما باید این مجلس را ببندیم ... این مجلس مخالف ماست و نمی گذارد که ما کار بکنيم، ما باید مجلس را با رأی عامّه ببندیم ... بنده (سنجابی) گفتم: جناب دکتر! من با این نظرِ شما مخالف هستم، شما امروز از جهت انتخاب آقای مکّی ناراحت هستيد ... من با بستن مجلس مخالفم و دلایلم را هم مفصّلاً خدمت تان عرض می کنم ... افکار عمومی را شما دارید ولی افکار عمومیِ امروز با افکار عمومیِ دو سال پيش تفاوت دارد. این افکار عمومی، زیاد مورد استفاده قرار گرفته و خيلی خسارت و آسيب بر آن وارد آمده است: اختلافات در ميان ما افتاده، دو سال بيشتر است که مسئلۀ نفت حل نشده، بين شما و شاه اختلاف بروز کرده، توده ای ها نيرو و قدرت گرفته اند، همۀ این ها باعث تشویش مردم شده است ... شما (اگر) مجلس را ببندید، در غياب آن، ممکن است با دو وضع مواجه شوید: یکی اینکه فرمان عزل شما از طرف شاه صادر شود، دیگر اینکه با یک کودتا مواجه شوید، آن وقت چه می کنيد؟ (مصدّق) گفت: شاه فرمان عزل مرا نمی تواند بدهد و بر فرض هم بدهد ما به اوگوش نمی کنيم، امّا امکان کودتا؛ قدرت حکومت در دست ماست و خودمان از آن جلوگيری می کنيم ... (١٣۶- ٣۵۴ ، به نقل از: سنجابی، صص ١٣۴ - (همان، صص ٣۵٣)ـ
 
مصدّق در پاسخِ مخالفت دکتر سنجابی با رفراندوم به وی گفت:ـ

«! معلوم می شود که جناب عالی امروز صبح، چَرس کشيده اید »

دکتر صدیقی (وزیر کشور مصدّق) نيز دربارۀ غيرقانونی بودن رفراندوم گفت: گریه کردم و به او (مصدّق) گفتم: هر چه شما بگوئيد ما اجرا می کنيم، امّا رفراندوم، کار درستی نيست»(همان، ص ٣۵٣- ٣۵٢،به نقل از نراقی، ص ١٩٢
 
دکتر معظّمی، رئيس مجلس (منتخب هوادارانِ دکتر مصدّق) نيز در اعتراض به تصميم رفراندوم، از ریاست مجلس استعفاء کرد...ـ